خرید بک لینک

دیروز با همکارم هماهنگ شدیم و دوتایی روزه گرفتیم. اون عصرکاریش آف شد و داستان شام خودبه خود ملغی گردید!

از شانس من دوبار بیمارها شیرینی آوردن،یکی از یکی جذاب تر:| با این حال زیادم بهم فشار نیاورد روزه...

اون آرامشی که دنبالش بودم دریافت کردم؟

بله تا حدودی:)

 

فقط مشکلم این بود که تقریبا همه فهمیدن :| من متنفرم از این داستان!!! دوست ندارم کسی بدونه نماز میخونم یا روزه میگیرم. کما اینکه وقتی نماز خوندنمم میبینن اغلب متعجب میشن... ولی متاسفانه نمیشه این دوتا کارو مخفی کرد. خصوصا نمازو. چون ساعت داره... ولی دیگه همه فهمیدن هردوشو:| هرچقدرم بگن که باید دینتو نشون بدیو فلان و فیسار... برام مهم نیست. خودم بدم میاد بدونن غریبه ها



[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

برچسب: نویسنده: مهتاب باقریان تاريخ: دوشنبه 1 خرداد 1396 ساعت: 14:11

صفحه بندی