برام میخونه و من میخندم!
خودشم لبخند میزنه! میگم خیلی ازت لج دارنااا! میگه آره انگار
میگم شکایتی چیزی نمیکنی؟
میگه ببین به از من گنده تراش هزارجور تهمت دزدی و اختلاس و کلاهبرداری. و مال مردم خوری زدن! به من چی!
یه تهمت دِمُده:))که دو سه دوره پیش باب شده بود
خود دکتر فلانیو من در جریانم فلان بیمارستان قتلگاه بود! درستش کرد بهشت! به اونم رحم نکردن
همینکه حتی به دروغشم نتونستن برچسب مال مردم خوری بهم بزنن سرم پیش خدا بالاست.
میگم هوم...
میگه کارمندام برداشتن طومار امضا کردن برعلیهش. امروز به گوشم رسید. دلم قرص شد! که ایناهم باورم دارن.
میگه (فلانی گفت آقا مثل اینکه خیلییی از شما عصبانی هستن! منم گفتم بذار تو این عصبانیت بمیرن !)
میگم پس آخه مردم عادی...
میگه خدای این مردم طرف منه!
برچسب:
نویسنده: مهتاب باقریان