خرید بک لینک

بچگیام از نوزادی! تا اواخر دبستان همیشه سه تا دونه النگو دستم بود

وقتی میرفتم دریا. زیرآب که شنا میکردم، اونا به هم میخوردن... ازین صداهای جادویی میدادن!

کودن نبودم! ولی تا مدتها فکرمیکردم صدای خوردن صدفا بهمدیگست :) که زیرآب جا به جا میشن...

همیشه مدت طولانی تری دوسداشتم زیرآب باشمو اون صدارو بشنوم

  • اونموقعها ما اینموقعها مدام دریا بودیم:)

درد و دل چوپیانه:

من از اروتیک نوشتنِ زیرپوستی واقعا بدم میاد! به همین بی مقدمگی و صراحت:دی

اینکه مثلا ظاهر کلامت معنای خاصی نداشته باشه ولی در عمقش شیطنت و معانی اونجوری! نهفته باشه، بنظرم شبیه درآوردن ادای همون محجبه هاییه که ساپورت میپوشن! البته خیلی ام خوشگل و دلبره حرکتشون ولی من منظور حرکت برام جانمیوفته...

بگذریم

چون اکثریت خواننده هام همیشه خانما و دخترا بودن، و نوشته هام هیچوقت جاذبه ای برای آقایون نداشته. که دنبال کنندم باشن، درنتیجه من اینجوری بار اومدم که با شلوار راحتی بگردم تو وبم:))

یعنی با قصدومنظور خبیثانه ای نیست اگر حرفی یا سخنیو جوری مینویسم که جور دیگه ای هم میشه برداشتش کرد:) ازین به بعد هم نمیخوام روشمو تغییر بدم!

قرارنیست آشنایی های ما به دنیای بیرون بکشه پس ترسی هم از عواقب شخصیت مجازیم ندارم که خیلی ام دوسش دارم

زندگی همین بوسهایست

که در هزارتوی دلت

پنهان نگاه میداری

برای لبهایی

که شاید هیچگاه بوسیده نشوند.

(باتشکر از اونیکه اینو ازش کش رفتم:پی)

برچسب: نویسنده: مهتاب باقریان تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 21:04

صفحه بندی