مامان که کلا نمیدونستن امروز آزمون دارم!
فقط همکارام خبرداشتن.
صبح بیدارشدم و حال به شدت بدی داشتم. فوری قرص خوردم و تصمیم گرفتم چهل دقیقه ای بخوابم بعد برم.
ولی نرفتم در آخر...
با این شد سومین سالی که از سن تحصیلیم عقب افتادم. البته به دلیل نیمه دومی بودن، میشه چهارمین سال:)
یادمه دوران ابتدایی و راهنمایی مدام اصرار داشتم جهشی بخونم و مامان بابا همش مخالفت میکردن! اصرار اونها به این بود که با جریان زندگی جلو برم و ازش لذت ببرم.
نمیگم احساس میکنم حالا سه سال هم از این جریان عقب افتادم! البته چهارسال
ولی اصلا چه اهمیتی داره که برنامه های 21سالگیم تا 26 طول کشیدن :)
(از اتاق فرمان اشاره کردن که 25!!! و چرا خودتو پیرتر!!!!! میکنی. مرسی اتاق فرمان:| )
(1 لایک)
برچسب:
نویسنده: مهتاب باقریان