خرید بک لینک

امروزمون خنکای مه انگیز جاده های شمال بود :)

ارتفاعات غربی گیلان عزیزم...

سبزی و طراوات و نسیم یخ!

مایی که موقع حرکت از سمت رشت کولر ماشینو رو آخرین توان گذاشته بودیمو با عینک دودیو کلاه لبه دارو کرم ضدآفتاب از چنگول کشیدنای! خورشید خانوم فرارمیکردیم، حالا در به در تو صندوق عقب دنبال پتو و کاپشن بودیم:)

جای همتوووووون خالی

مه موها و صورتمو تر میکرد

اونقدر خلوت بود بعضی جاهای جاده که فرفری موی غزل سازمو!!!!!( :پییییی ) باز میکردمو سر از شیشه بیرون میدادمو .... باقیشو دیگه نگم براتون!!!

خدا بااااااد میشد میرفت تو موهام!

(در این بند از سه آهنگ یاد شده که عاشق اولی و سومیشم ;) )

نهارمون با یک چوپان بامزه (عکسشو میذارم براتون) قسمت شد و پدرودختری که یکساعت تمام لب جاده منتظر ماشینی بودن که اونارو به آبادی پایین برسونه

یک تکّه ابر از داخل جیبم در آوردم

یعنی که حالم بی حضورت سخت بارانی ست

سعید شیروانی

+پیشنهاد جمعه گردی امروز بامن بود و خداروشکر همه راضی بودن . آخه خانواده ما خییییلی سخت پسندن در مکان:)) کلی جررروبحث میکنیم که کجا بریم:پی

که این سری من بردم!

#جمعه_گردی_هامون (تو آرشیوم یه کشو به این نام داشتم :( )

برچسب: نویسنده: مهتاب باقریان تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 1:43

صفحه بندی