آهو برگشت گفت من دارم بهتون هشدار میدما!!! این خونه (اشاره به آپارتمان وسط کوچه)خیلی مشکوکه
مدام داره ازش صدای جیغ و داد و کمک!!! میاد
بابا گفتن خب بچه ها شاید دعواشون میشه زنوشوهریه دیگه
یهو گیسو پابرهنه پرید وسط گفت آهو راست میگه راست میگه آخه هردفعه صدای زنای مختلف میاد!!!
بعد کلا ما به طرز ابلهانه ای ساکت شدیم همگی!!!
طفلک گیسو بچه نمیدونست چه سوتی ای داده :)))
اخه یکی نیست ازش بپرسه تو صدای جیغ زنهای مختلفو چطور تشخیص دادی که میای برای ما فلسفه میبافی :)) بعد میرم بهش میگم تو هر خونه ای ممکنه دعواهای طولانی مدت باشه. برگشته میکه اخه همش کمک میخوان. ناله میکنن.جیغ میزنن. و یه کلمه ناهیانه دیگه! که نمیتونم بنویسم اینجا :| چطوری بی تفاوت باشیم؟؟ میگم قطعا اونایی که بهشون نزدیکترن بیشتر صداهارو میشنون، مورد مشکوکی باشه گزارش میکنن.
+خود من امروز بعد از کلی انتظار و کمین کشیدنای آهو یکبار شنیدم صداهایی که میگفتنو... اخه قبلش فکرمیکردم توهم این دوتاست...ولی صدای جیغ بود واقعا!
(0 لایک)
برچسب:
نویسنده: مهتاب باقریان