خرید بک لینک

کوچکتر که بودم وقتی فرد جدیدی میامد وبلاگمو این آمدوشدهاش کش پیدامیکرد و به عبارتی دوست وبلاگی میشدیم!

می رفتم تو وبش و تمام یا بخش زیادی از آرشیوشو زیرورو میکردم تا ببینم کی هست! کجاست! چه کرده و اینجور چیزها! 

حالا ولی سالهاست اگر کسی آدرس هم بذاره بیشترین کارم در موردش میشه "از این به بعد" دنبال کردن پستهاش... به " از این به بعد" شناختش...

گرچه زیاد هم کار جالبی نیست! شاید عده ای مثل من گذشته های خوندنی تره داسته باشن! ولی به هر حال چنین میکنم.

در مورد دنیای واقعی هم اگر کسی کتابچه گذشته هاش به گوشش آویزون بود بازهم تمایلی به خوندنش ندارم. انگار اینجوری شدم که اجازه بدم هرمقدار و از هر بعدی که دلش بخواد خودشو بهم نشون بده... آشناتر که میشیم. بیشتر که میشناسمش..بیشتر که کشفش میکنم..بیشتر میفهمم به روحیات من نزدیک هست یا نه. اینجاست که میرسم به انتخاب.که زیادم خوب نیست! چون ممکنه اگر چیزیو از گذشتش همون اول میدونستم، همون اول هم ارتباطمو قطع می کردم مثلا.

+شما چطورید با آدمها؟ دوست دارید در مورد هرفرد جدیدی تمام گذشتشو بدونید؟ یا یا آدمها "از این بعدشونو" دوست دارید شریک بشید، فارغ از هر گذشته ای که داشتن.

+البته این اون پستی نیست که همکاریتونو میخواستم!ولی جوابهاتونو پیشاپیش دوست خواهم داشت.

برچسب: نویسنده: مهتاب باقریان تاريخ: جمعه 13 مرداد 1396 ساعت: 11:47

صفحه بندی