بیخود بنشین پیشم
بیخود کن و بیخویشم!
تا هیچ نیندیشم ...
نی از که نی از مه
حضرت مولانا
منکه میدانم نه وجود داری نه خواهی آمد، نه خواهم یافتمت نه خواهی یافتم.
ولی با همین شعربازی ها توی رویایم، بالای آخرین تخته سنگ مشرف به ماه می توانم حضورت را گرم احساس کنم. گرم و تپنده...
خوابالود و مست...
عنوان از کوروش نامی
(0 لایک)
برچسب:
نویسنده: مهتاب باقریان