دوباره شدم مثل روزای اول شروع طرحم!
دستوبال° خالی
تمام پس انداز یکسالم صرف کاری شد و حالا تو کارتای بانکیم شاید کمتر از صدهزار تومان داشته باشم.
بعلاوه این دوروزه از خزانه ی ناچیز نقدیم هم پول زیادی خرج کردم...
دوسفر تا آخر ماه در پیش دارم که فکرنکنم بتونم از پس هزینه ی هردوشون باهم بربیام. درنتیجه مجبور به حذف یکی هستم ...در کمال تاسف البته!
+مادرم سه چهاربرابر من دچار خرج شدن! تو این تابستون... وقتی خودمو میبینم بدون هیچ مسئولیتی و از جیب خالیم احساس استرس میکنم، وقتی خودمو میذارم جای مامان از ترس!!!! ترجیح میدم بهش فکرنکنم!! و عین خودش بگم توکل برخدا!
(0 لایک)
برچسب: پولنداری,
نویسنده: مهتاب باقریان