خرید بک لینک

اولین شب جمعه ی ربیع الاولانه ی خود را چنین گذراندم -____-

زیرعکسی*

غرق در انبوهی از پرونده های بیربط! و جهت به خودمو رشتمو زندگیم!!! 

صرفا برای کمک به یک دوست رییس! که شنبه بازرس میاد ادارشونو بایگانیو میپوکانه...

باید بگم در تمام عمرم اینهمه عقدنامه و جواز مطب و پروانه کسبو فیش حقوقی و فتوکپی شناسنامه و کارت ملی ندیده بودم:|

+محرم و صفر تحمل یک بار و فشار بسیار بزرگه واقعا...

+از بهونه ی هر قوم و طایفه ای برای شاد بودن  میشه استفاده کرد:) چه ربیع الاول عربی چه جشن شکرگزاری خارجکیا... سخت نگیریم;)


*

_معلومه که چپ دست نیستم!

_روش نان الکحولیک! ننوشته بودولی توکل برخدایی خوردمو الانم فکرنمیکنم مست باشم :دی

_خفن سانسور کردم!تلاشتان برای رمزگشایی قطعا بیهوده عست(-B

_اون انگشترم نیست.یه مهر عتیقست!

_اون یکی ام یه ماشین حساب عتیقه نیست!موبایلمه:|

برچسب: آمد بهار جانها چاوشی,آمد بهار جانها ای شاخه,آمد بهار جانها, نویسنده: مهتاب باقریان تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 5:34

صفحه بندی