خرید بک لینک

تولدم که هیچی :(

کاش آذر تموم نمیشد....

اصلا آذر هم هیچی...

کاش پاییز تموم نمیشد...

حتی پاییزم هیچی!

کاش امسال تموم نمیشد!

این سومین سالی بود که سال میمونو تجربه کردم!

سالی که توش دنیا اومدم

بار دیگه ای که تجربش میکنم (اگر زنده باشم) یه خانم سی و پنج _شش سالم که نمیدونم به اندازه الان پر شر و شور هست یا نه... به اندازه الان زیبا هست یا نه ( من زیبا نیستم و کاملا چهرم معمولیه. منظورم از زیبایی طراوت جوانیه) به اندازه الان تو تماااام عکساش دندوناش معلوم هستن یا نه؟ یا به اندازه الان تنها هست یا...

به هر حال دوازده سال دیگه همه چیز یجور دیگست و من چقدر عاشق الانتم چوپیای روانیه خل و چلم. چقدر دوستت دارم. چقدر خواستنی هستی برام تو این سنت.چقدر ارزومه نذارم بزرگتر بشی.. که نذارم این روزاتو هرچند که سختن و پرتنشن از دست بدی. میدونم مراقبت نیستم زیاد...منو ببخش که انقدر با جسمم بدرفتاری میکنم!ولی تو قوی باش...

زیرعکسی: اینم دومین کیک تولدم حاصل تولدبازی ثانویه! مدیونید اگر فکرکنید گذاشتم سومیشو شماها برام بگیرین:| امیدی ام بهتون ندارم بسکه بی ذوقید :D

ولی از سیزده اذر که رد شد تا اخر امسال هرررروزش تولدمه ها! یادتون رفت میتونید هرروزی که بیاد اوردید تبریک بگید، من خیلی بزرگ منشم!میبخشمتون و هدیه هاتونو میپذیرم:| مخچکرم

+یبار به یه بنده خدایی گفته بودم

آذری ام

گفت اوه اوه!

گفتم اتفاقا آذری سال میمون!!!

گفت وااااا مصیبتا. رگبار بلایی که تو . آدمخور!

+واقعا من تا اییین حد بدم؟

یا تا اون حد بدم؟ :|

برچسب: نویسنده: مهتاب باقریان تاريخ: يکشنبه 21 آذر 1395 ساعت: 3:04

صفحه بندی