هی دستش میرفت سمت پخش ماشین
هی میگفتم نکن!!! آهنگ برای اوناییه که حرفی ندارن باهم بزنن...
میخندید
یه روزی باز تو ماشین بودیم
باز دستس رفت سمت پخش
ولی اینبار چیزی نگفتم
ما چهارساعت تمام خیابونارو با سکوت مطلق لبهامون دور میزدیمو فقط آهنگ گوش میدادیم...
برچسب:
نویسنده: مهتاب باقریان