خرید بک لینک

موقعیت:

دم در آپارتمان

وقتی مهمونای یه واحد دیگه داشتن خارج میشدن تونستم خودمو به پشت در وردی خونه برسونم

اول اعصابم بهم ریخت!

که چطور خانواده بهم خبرندادن یا کلید نذاشتن وقتی میدونن حدودا چه ساعتی میام

و اعصابم خوردتررر شد از تمومی باطری اون گوشیم و عدم امکان تماس باهاشون

ولی وقتی رسیدم اینجا و خودمو کشیدم رو یکی از ستونای افقی راه پله و این یکی گوشیو درآوردمو به وای فای خونه متصل شدمممم، دیگه اون عصبانیته رفع شد!

تازه فهمیدم این بالا چه جای دنج باحالی بوده و ویوی خوبی هم داشته

پاسخ به سوالات احتمالی!

من دوست ندارم کلید داشته باشم:) بعبارتی دلم میخواد همیشه یکی خونه باشه و درو برام باز کنه

و اهل خونه هم با این موضوع کنار اومدن و خیییلی کم پیش میاد که این اتفاق بیوفته و پشت در بمونم

اونم تقصیره گوشیمه که باطریش تموم شد نه کلید نداشتنم!

عه راستی!!!

از طریق تلگرام میتونم بهشون پیام بدم!!! برم بدم ببینم چی میشه!

فعلا

جواب سوال احتمالی بعدی:

خوشم نمیاد این وقت شب برم دم خونه همسایه ها و تقاضای تلفن کنم

از طرفی هم بدم نمیاد ازین وضع

هوا بهاری و خنکه و من هم یه سوییشرت کلاه دار دارم

فعلا گرسنه نیستم ولی شکلات هم هست

نمازمم بیمارستان خوندم و ازون بابت هم خوش خیالم

آبم که هست!

و بایذ بگم تو پارکینگمون توالت هم داریم!!

برچسب: نویسنده: مهتاب باقریان تاريخ: پنجشنبه 10 فروردين 1396 ساعت: 0:03

صفحه بندی