میگه اگر پرسپولیس قهرمان بشه، شده تا پای استعفا پیش برم ولی میدم کلللللل بیمارستانو روبان قرمز بپیچن @_@
حالا ما واقعا باید چه بکنیم با این بچه شر و شورمون که اتفاقا رئیس بیمارستانمون هست؟!!! -_-
امروز یه دستگاه جدیدی خریده بودنو خب همه تعریف میکردن از دستگاهو تشکرمیکردن ازشو فلان
به دلایلی من با دستگاهه خوب نبودم! جمعش کردم گذاشتمش پایین و دستگاه قبلیو به جاش برگردوندم!مسئول بخشمون که اتفاقی دید دستگاهه سرجاش نیست داشت سککککته میکرد:)) گفت فلانی؟؟؟؟ این چه کاریه؟؟؟ توضیح دادم که این دستگاهه بدرد ما نمیخوره! و من باهاش کارنمیکنم:|یعنی رسما داشت خودشو میزد :)) که دکتر کلی پول اینو داده! برش گردون سرجاش! ببینه ناراحت میشه و اینا...
خلاصه خود دکتر عصری اومدو بهم گفت حااااال کردی چی براتون خریدم؟ ( دقیقا ادبیاتش همینجوریه :)) ) منم گفتم استاد پرسنلی جوابتونو بدم؟ یا پدردختری؟؟!!
غش رفت از خنده گفت اوه اوه بنیانمونو میخوای ویران کنی پس... قطعا پدردختریشو بگو ! خلاصه دلایلمو گفتمو خیلی اتفاقا منطقی پذیرفت و جدی شد کاملا و حتی گفت میسپرم فلان اشکالشو برطرف کنن...
+این موجود سی و چهار ساله ی بچه مونده!
برچسب:
نویسنده: مهتاب باقریان