خرید بک لینک

ما چنارای خسته ی شهرو...

پره برگو جوونه میدیدیم

اونقَدَر عشق تو نگامون بود

چیزی جز عاشقی نمیدیدیم


امروز صبح سی دیشو گذاشتم تو پخشو تا برسم محل کارم بعد مدتها باهاش خوندمو خوندم:)

یاد اون شب بارونی دی ماه که تنها مهمون کنسترش بودم همش تو خاطرم زنده شد

خیلی ستم بود! 

کنسرتش نه... تنها رفتنم. البته خودخواسته نبود. میگم  از اون شب یک بار:)

فقط میخواستم تاکیییید کنم تنها نرید کنسرت! خصوصا کنسرت رشتِ رضا یزدانی 

خصوصا اگر تو یه شب سرد و بارونی دِی بوده باشه!

:)

برچسب: نویسنده: مهتاب باقریان تاريخ: سه شنبه 29 فروردين 1396 ساعت: 23:38

صفحه بندی