از پاریس میریم ونیز
-
تاریخ: 1395/12/23 ساعت: 23:06
یکی از خوبیای اینستاگردی وقتی حال آدم خوب نباشه اینه که خوبی و خوشی و خوشحالی دیگرانو زندگیاشونو میبینیو حالت بهتر میشهانرژی میگیری از حس زندگی ای که تو عکساستحتی اگر واقعی نباشن یا فقط چینشی باشن برای یه عکس قشنگ شدن!ولی همونشم کلی لذت بخشه
سیاچومان
-
تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 6:43
میگه چشماش یه رنگ خاصیهیه رنگی بین سبز و طوسی و آبی و عسلی!میگم کاسمیپرسه چی؟؟؟تکرار میکنم کاس! ما تو گیلکی به چشمای این رنگی میگیم کاس. "کاسِ چوم" یعنی چشمِ اون رنگی!میگه یعنی تو گیلکی یه لغت سه حرفی، چشمایی به رنگ سبز و آبی و طوسی و عسلیو معنا میکنه!؟شما برای همچین چیزی ام لغت دارید آخه؟!! میگم او...
شبانه های منوآهو
-
تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 6:43
میشینه کنارم میگه "زوتوپیا"رو بذارم ببینیم؟لبخند میزنمو با هیجان الکی! میگم اوهوومبدوبدو میره لپ تاپشو میاره تا وصل کنه به تلوزیونتو تمام این اتفاقای تاریک خیلی مسخرست اگر خداروشکر کنم به خاطر داشتن کسی که این وقت شب ازم دعوت میکنه باهاش کارتون ببینم؟!اگر آرهحاضرم مسخره ترین چوپان دنیا باشمخدایا شکر...
بهم نگو کوچولو!
-
تاریخ: 1395/12/19 ساعت: 22:02
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمیباشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور میتوانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]
کشیک شب!
-
تاریخ: 1395/12/19 ساعت: 22:02
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمیباشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور میتوانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]
ماهگرد لو رفتن ادرس وبلاگم:|
-
تاریخ: 1395/12/19 ساعت: 22:02
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمیباشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور میتوانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]
خیالت تخت
-
تاریخ: 1395/12/19 ساعت: 22:02
صدای ریز قطره های بارون رو سقفخیلی تُنُکِخیلی عزیزه این صدا...اونم بعد از چندرور خورشیدنوازی مداوم!.کسایی که تو فرودت پیشتن، لایق داشتن توفیقات زمان اوجت هستنوگرنه هوادارداشتن سرقله که چیز عجیبی نیست...به آدما باید فرصت دادفرصت دادن به بعضیا مثل فرصت دادن به خودمونه...دیشب کلا ده دقیقه خوابیدم. صبحش...
اینجور دم بخت؟!
-
تاریخ: 1395/12/19 ساعت: 22:02
از دور دیدم!اومد سمتم، بغلش کردم.بوسیدمش.فوری خودشو ازم جداکردو انگار پی چیزی بگرده دستشو برد سمت دست چپمو آوردش بالا جلوی چشمامونگفت پس کو حلقت؟؟؟خندیدمش:)گفتم خبری نیست! گفت هیچی؟؟؟گفتم هیییییییچی!خندیدو گفت:آخه چرا؟؟!خندیدمشو چیزی نگفتم.+تعجب کردم.ینی انقد دیرمه؟! +هنوز زمستون کاملا تموم نشده دلم...
خواهران کارداشیان
-
تاریخ: 1395/12/19 ساعت: 22:02
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمیباشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور میتوانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]
یکی نیست بکشه افسارشو؟؟!
-
تاریخ: 1395/12/19 ساعت: 22:02
به بیست سالگی رسیدن مثل افتادن تو سرازیریهمثل این روزای اسفند که تندو تند میگذرنو از دستت در میره حسابشون...بعد از بیست سالگی دیگه نمیفهی کی شدی بیستویک...بیستودو...بیستو...ای به بیست سالگی نرسیده ها!قبل اینکه بهش برسید تکلیفتونو با خودتونو آینده و زندگیتون مشخص کنید!چون بعدش دیگه وقت تصمیم گرفتن نی...
این قصه سر دراز دارد...
-
تاریخ: 1395/12/19 ساعت: 22:02
همون قد بلندهمون انگشتای کشیدههمون سکوتهمون نگاه های غیر خیرههمون ادب و فروتنی...+آخه از هر آدم چند نسخه مشابه وجود داره؟!و چقدر محتمله که تمامی اون نسخه های مشابه مدام دوروبرت باشن، جز خودش؟!+گفته بودم انگار ما آدم شادی های کوچکیم! ولی دیگه تا این حد کوتاه هم؟؟ پس تصحیص میکنمما آدم شادی های کوچک و...
شب که می رسد از کناره ها...
-
تاریخ: 1395/12/19 ساعت: 22:02
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمیباشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور میتوانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]
ویوا یووا
-
تاریخ: 1395/12/19 ساعت: 22:02
نه رئالی بودنه بارساییوقتی منو با یووه آشنا کرد+همینقدررر در حاشیه و دور از جمع بودیم یعنی! همینقدر سیاه و سفید.خیلی جالبه پریشب این پستو نوشته بودمو منتشر نکردم ولی!اصلا در جریان این بازی ها هم نبودمیهو یادم اومد که وقتی فهمیدیم عاشق بوفونیم هردو! و اون یادم داد یوونتوسی هم وجود داره که بوفون درواز...
چهاردهِ بهمنِ بد -_-
-
تاریخ: 1395/11/18 ساعت: 23:03
عزیزان دلم؟ :)اگر همچنان علاقه مند به خواندن روزانه های چوپیا هستید، راه ارتباطی ای برام بذارید(ترجیحا از طریق لینک تماس با من) تا آدرس بعدیمو بذارم براتون.صد افسوس! دیگه چوپیا نخواهم بود و دیگه از شهر و هویتم حتی تا همین مقدار هم نمینوسم.متاسفم ازین اتفاق، ولی بی احتیاطی قطعا از خودم بوده... من سال...
مردان بزرگ... قلبهای کوچک
-
تاریخ: 1395/10/30 ساعت: 4:41
میگه اگر پرسپولیس قهرمان بشه، شده تا پای استعفا پیش برم ولی میدم کلللللل بیمارستانو روبان قرمز بپیچن @_@حالا ما واقعا باید چه بکنیم با این بچه شر و شورمون که اتفاقا رئیس بیمارستانمون هست؟!!! -_-امروز یه دستگاه جدیدی خریده بودنو خب همه تعریف میکردن از دستگاهو تشکرمیکردن ازشو فلانبه دلایلی من با دستگا...
وکیل مدافع
-
تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 1:45
آدم شاکی همیشه شاکیهبالا بری پایین بیای دور همه گرایشات مختصاتی حرکت براونی بزنی... بازم شاکیهیعنی هرچیزیو میتونه بکنه ملعبه دست شکایتش!اینجور برات بازش کنم که:حتی میتونه از نفس کشیدنش برات شکواییه بنویسه.+همیشه فکرمیکنم تو تصادف رانندکی میمیرم... وقتی خودم رانندم... وقتی تنهام.
دلخوشی ها کم نیست، دیده ها نا بیناست
-
تاریخ: 1395/9/27 ساعت: 19:15
از تو نیاز می جویم ؛ منی که قلبش از سرریز نعمت ها ، سرمست گشته است.صحیفه سجادیه...دعای 58 بند 8نامبرده در چنین جایی گوشه ی تختش لم داده و گوش به باران و چشم به آسمان و دل به هیچ! در حال تفکر است...+پدربزرگم پتو و ملحفه! فرستاده که مامان براشون بپیچه و من غروب ببرم پس بدم... عاشق این مرام قدیمیانشم.....
فارغ التحصیلی به سبک چوپیا
-
تاریخ: 1395/9/24 ساعت: 3:31
فردا از طرف دانشکده برامون جشن فارغ التحصیلی و مراسم سوگند میگیرن....پر واضحه! که نخواهم رفت :)نه به این دلیل که لانگ کشیکم... نه به این دلیل که اونجا دوره!!... نمیرم چون اعتقاد دارم اون چندسال تبعیدی بودم!نه دانشجو.. چون اعتقاد دارم از من و همکلاسیا و هم رشته ای هامون سواستفاده شده و میشه برای به...
آتیشششششش
-
تاریخ: 1395/9/21 ساعت: 3:04
تولدم که هیچی :(کاش آذر تموم نمیشد....اصلا آذر هم هیچی...کاش پاییز تموم نمیشد...حتی پاییزم هیچی!کاش امسال تموم نمیشد!این سومین سالی بود که سال میمونو تجربه کردم!سالی که توش دنیا اومدمبار دیگه ای که تجربش میکنم (اگر زنده باشم) یه خانم سی و پنج _شش سالم که نمیدونم به اندازه الان پر شر و شور هست یا نه....
زندگی کردمت بهانه من...غیر تو هرچه زنده را کشتم
-
تاریخ: 1395/9/20 ساعت: 4:04
غروبای جمعه ی ما هرگز دلگیر نیستن ...چون همیشه منتظر یک مهمون پای ثابتیم که سرزده و بی ساعت از قبل مشخصی میادو خوشحالمون میکنهجزو افرادیه که همیشه سرزده اومدنشو دوسدارمتو هر شرایطی که باشم و باشیمامشب زودتر اومد! با یک دیگ ماکارونی! برای شام... و خب پر واضحه به میل من :دی و حسادت همگان هم برانگیخته ...